I'm a real wierdo

از دیشب به این فکر می‌کنم که باید یه لیبل بزرگ به خودم وصل کنم و روش بنویسم I'm a wierdo تا شاید آدم‌ها دست از یادآوری بردارند.

من هیچ‌وقت نخواستم آدم عجیب و غریبی باشم و چیزی رو ثابت کنم، فقط خواستم خودم باشم و این به نظر آدم‌ها یعنی being a wierdo. تا این‌جا مشکلی با نظر آدم‌ها ندارم اما مشکل از جایی شروع میشه که آدم‌ها فکر می‌کنند وظیفه‌ی یادآوری دائمی این مسئله رو دارند.
توی هر موقعیتی بهم میگن تو عجیبی، فرق داری و راستش این واقعا چیز خوشایندی نیست و صرفا احساس مطرود بودن ایجاد می‌کنه و تو با خودت فکر می‌کنی من واقعا توی دسته‌ای جا نمیشم و باید یه حباب دائمی دور خودم داشته باشم.

من می‌دونم توی برقراری ارتباط و صحبت‌های طولانی ضعف دارم. احساساتم رو به شکل عجیبی بیان می‌کنم. سلیقه عجیبی توی موسیقی و قیلم و بقیه‌ی چیزها دارم اما همزمان دارم یاد می‌گیرم چطور راحت‌تر ارتباط برقرار کنم و از کلمات سخت استفاده نکنم و غیرقابل درک به‌نظر نیام اما درست وقتی که در حال تلاشم، یه نفر پیدا میشه و این عبارت رو پرت می‌کنه توی صورتم. 
اون آدم جمله‌اش رو میگه و میره و  فکر نمی‌کنه این چه حسی برای من داره؛ حس اینکه من هیچ‌وقت قرار نیست توی جمعی جا بشم و قراره تا ابد توی حبابم بمونم و تلاش‌هام بیهوده است و بهتره دور از آدم‌ها باشم تا اذیت‌ نباشند.

 

۴
مهدی ­­­­
۰۶ ارديبهشت ۱۷:۱۰

پیدا میکنی آدمای شبیه خودت رو ولی باید خیلی دور بشی

پاسخ :
از خودم یا از آدم‌های اطراف؟
ساجده طالبی
۰۶ ارديبهشت ۱۸:۱۶

خود بودن که خیلی ویژه است. :) اشکالی نداره اگر wierdo باشی.

البته نظرم در مورد بخشی از حرفت، کمی متفاوته، البته اگر درست متوجه شده باشم. اینکه من احساس می‌کنم که اینکه با بقیه فرق داشته باشی و این که با بقیه ارتباط بگیری، دو تا چیزین که می‌تونن از هم مستقل باشن. صرفا منظورم اینه که اگر علاقه‌مندی با بقیه ارتباط بگیری، می‌تونی از پسش بربیایی، گرچه سختی‌هایی هم داره، ولی یونیک‌بودنت رو لزوما تحت تاثیر قرار نمی‌ده.

پاسخ :
 همین حفظ تعادل برام سخت شده و انگار توی ذهنم شکل گرفته برای در کنار بقیه بودن باید از خودم دور بشم.
اما حرف تو رو قبول دارم و باید یاد بگیرم.
مهدی ­­­­
۰۷ ارديبهشت ۰۳:۳۲

به جایی برسی که بتونی خودت رو از آدمای اطرافت خیلی دور کنی و از خودت دور بشی و کم کم خودت رو دوباره پیدا کنی ببینی چی به چی هستی

...
۰۸ ارديبهشت ۰۱:۰۹

دو تا مسئله مجزاست، عجیب بودن الزاما ربطی به توانایی برقراری ارتباط نداره، گرچه شاید بشه گفت دایره آدماهایی که می تونیم درکشون کنیم یا توسط ما درک بشن رو تنگ تر می کنه. اینکه بخوای تلاش کنی معمولی باشی لااقل از نظر من مفت نمی ارزه، من سال ها قبل تجربش کردم، میشی از اونجا مونده و از اینجا رونده، حداقل برای من که این بود، ممکنه برات فرق داشته باشه ولی بجای اینکار انرژیتو جاهای دیگه صرف کن. می بینی که یه آدم موفق عجیب، تحسین برانگیز و محبوبه. 

آدما ارزش‌گذاریشون درست نیست. اینکه بهت می گن عجیبی در واقع متفاوتی. شاید بخشی از این متفاوت بودن نقص، جو زدگی، غرق بودن در اوهام و... باشه. همونطوری که کمابیش برای بقبه هست. ولی سعی کن که نقص از نظر خودت نقص باشه، وهم از نظر خودت بد باشه و...و بعد سعی کنی تغییر کنی. وگرنه احساسات آدم علیهش کودتا می کن. و این از خودت خالیت می کنه. 

Miss Williams
۰۸ ارديبهشت ۱۳:۲۳

حباب سسته، دیوار بکش.

پاسخ :
شرایط رو بهتر می‌کنه؟
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان