How are you mavi

دختر جوانی را تصور کن که تمام وقت از پیرزنی بداخلاق و غرغرو و ایرادگیر مراقبت می‌کند.
علاقه‌ای به این کار ندارد، حقوق قابل توجهی هم دریافت نمی‌کند اما مجبور به ادامه دادن است و دلخوش به جزئیات کوچک و دلنشین که کوتاه باعث لبخند او می‌شود.
روزهای زیادی به رها کردن و فرار فکر کرده اما بعدتر دلش برای پیرزن سوخته و حالا پیرزن تنها همدم او شده و به هم‌دیگر عادت کرده‌اند و یاد گرفته‌اند با هم کنار بیایند. همین‌ها باعث شده به کارش ادامه بدهد.

من همان پیرزن بداخلاقم و این اندک کودکانگی درونم همان دختر جوانی که از من مراقبت می‌کند.
و خدا نکند که روزی از من ناامید بشود و فرار کند و این پیرزن بداخلاق تنها بماند که همان فردایش من را به کشتن می‌دهد.

۵
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان