کشوها و آدم‌ها

روزهایی که ناامیدی همه‌ی‌ وجودم را پر می‌کند و فکر رهاکردن رویا و آرزوها به سرم می‌زند، یک مجموعه عکس نجاتم می‌دهد.
هربار با دیدن هر عکس بغض می‌کنم، عصبانی می‌شوم و در نهایت دوباره امید به خلق کردن زنده می‌شود.
برای خودم می‌نویسم که در نهایت باید دست از زندگی بکشم و بمیرم پس چرا امیدوار نباشم و برای آرزوهایم تلاش نکنم، حتی اگر به آن‌ها نرسم.

 

سوژه‌ی عکاسی میثم محفوظ کشوی وسایل شخصی سالمندان کهریزک است، شاید آخرین نشانه‌ حضور آن‌ها در میان آدم‌ها. هرکشو انگار قسمتی از داستان آدم‌ها را تعریف می‌کند.

محفوظ در زیر یکی از عکس‌ها نوشته: «کشوها سال‌هاست که پر و خالی می‌شوند. ما فکر می‌کنیم که آنها پر و خالی می‌شوند اما این ما هستیم که پر نشده خالی می‌شویم، آنها می‌مانند و ما می‌رویم.»

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

۱۳
سایه ..
۲۶ شهریور ۱۷:۱۳

«غمین» همین کلمه به ذهنم اومد بعد دیدن عکسا.

مهدی ­­­­
۲۶ شهریور ۱۷:۱۵

مسواک و دندون مصنوعی تو یکی از کشوها و اون کشویی که تقریبا فقط مهر و تسبیح داشت برام جالب بودن

هومن ...
۳۰ شهریور ۱۰:۳۶

چقدر غم‌انگیز بودن ... «ماییم که پر نشده خالی می‌شویم»

هوپ ...
۳۱ شهریور ۱۵:۱۱

چه عکسای عجیب و غم‌انگیزی بودن.

~𝒎𝒊𝒕𝒔𝒖𝒓𝒊 ‌‌
۱۰ آذر ۱۳:۳۵

چقدر حس صمیمیت غم انگیزی داشت...(":

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان