فانوس می‌خوانم و اتاقم بوی دریا و رطوبت اروپای شرقی گرفته.

بی‌وقفه به دریاچه قو گوش می‌کنم و روحم بی‌تاب است و دلم می‌خواهد در نقاشی حسین محجوبی غرق شوم.

این شوریدگی و دیوانگی را چطور باید تاب بیاورم و شبیه آدم‌های معمولی رفتار کنم؟

چیزی درونم شکل گرفته که از کنترل من خارج است و آن‌قدر قوی است که می‌تواند همه‌چیز را خراب کند.

از آن می‌ترسم و شیفته‌اش هستم...

 

۱
هومن ...
۰۴ خرداد ۲۳:۳۸

نقاشی خیلی زیباییه ... خیلی

پاسخ :
خیال‌انگیزه و مرطوب، شبیه کلمات فانوس.
هومن ...
۰۵ خرداد ۱۰:۰۸

نظر لطفتونه

پاسخ :
این احساس فقط ناشی از ‍رنگ و بوی منحصر به فرد کلمات شما است.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان